توهم

 نمی دانم این صدای شهرم است که شبانه روز در آشوب است

یا آژیرها تنها در سر من نعره ی مرگ می کشند

نصایح السارق


بچه جان

انتر

اگه یه روز رفتی سراغ دود و درینک

اصن شاید الانم تو کارشی

حد خودتو بدون

من همیشه نیستم بزنم تو سرت بگم بکن - نکن

می دونم همین که نیستم مایه عروسی شدن توی ماتحتته

ولی شعور خودتو حداقل زیر سوال نبر


اینا رو می گم چون دوستت دارم


سر و ته نوشت: تو دلم مونده بود

باید به بچه ی نداشته آبنده م یه سری چیزا رو بگم

خودش خره نمی فهمه


دُر

بوی باران در نفسهایت پوسید

و چشهایت رنگ از بال پروانه پراند.

نگاهت ناز آهو را شرمنده کرد

و موهایت موج دریا را کشت.

دستانت ظرافت از گل به یغما برد

و لب هایت رخش یاغوت را خاموش کرد.

پریزاد من،

این انسان درمانده را دریاب.


سر و ته نوشت: لطفا، هرکس بگه بعد از خوندن این چه فکری درباره م می کنه. 

پوریا.. جدی باش :))

مَسخَر

 همانا بستن بند کفش به دور مچ پا 

مصداق بستن کروات است به دور ناف.


سر و ته نوشت: تا آخر هفته با کفشای شانسم میرم سر کلاسا :|


بن بست

 مرد کافر خدایی نداشت تا تقصیرات را به گردن او بیندازد..! 

شک

 ارزشی مونده که زیر سوال نبرده باشیمش؟

پست دزدی

 دلم هوای یک سیگار دو نفره کرد .

زیر بارون ،

پُک پُک دود میشدیم .


سر و ته نوشت: چی بگم خب..



اصن :|

  لعنت بهش

ولی دلم تنگ شده برا دوست داشتن و دوست داشته شدن..


سر و ته نوشت: نگرانم.. :-اس

عادیه

_ نظرت چیه؟

_ رک بگم؟

(زیر متن: آماده باش برینم بهش)


 بین دوتا رفبق عادیه!:)


سر و ته نوشت: داستین هافمن سرطان داره.. 

نیست

 شب بود

آسمان بارید

ستاره رقصید

ماه گریست

من ماندم و

حس ژرفی که دیگر نیست..


 صبح درخشید

خور خندید

قطره لغزید

دل از ترس گریست

من ماندم و

حس ژرفی که دیگر نیست..


سر و ته نوشت: خط آخر رو این جوری هم می شه خوند: دیدم جا تره و بچه نیست.. 

:|

خربزه

 هرکی تز می ده پای لرزشم می شینه..!

تمام شد

درس تمام شد

معلم تمام شد

احساس تمام شد

مادر تمام شد

یک پاکت تمام شد

من تمام شد

قرن تمام شد

زمان تمام شد

این هفته تمام نمی شود..


K3

  این جا همچنان همان آش است و همان کاسه

همان آشی که دهان سوز نیست

و همان کاسه ای که هزار نیم کاسه را آبستن است


سر و ته نوشت: خبر و خوب و رفیق فابم آرزوست..

سامر

   به مقداری انگیزه جهت ایجاد شدن نیازمندم



سر و ته نوشت: فاک سامر :)

  همین جا قسم می خورم

دیگه هیچ وقت

رفاقتامو به هیچ رابطه ای نفروشم


این چند وقته حلقه ی دوستامو تنگ تر کردم

نخودیا رو حذف کردم

آدمای جدیدی شناختم و اگه دیدم اهل حالن

و پای ثابت رفاقت تو این محفل جمعشون کردم

سراغ یه سری نرففتم  تا ببینم میان دنبالم یا نه

اگه نیمدن بی خیالی طی کردم

تهشم رو رفاقت بامراما حساب کردم


دوستتون دارم رفقا

گرم یاد آوری یا نه من از یادت نمی کاهم (دروغ گفتم)

قوهای کاغذی را به انداختم

آن ها آب های آزاد را دوست دارند

گویا این بار ترجیح دادند زیر آب شنا کنند

fatasia

  الان یکی از فانتزی هام اینه

با جیمی یه خونه مجردی داشته باشیم

صبح به صبح بریم سر کلاسای رشته ی مورد علاقه مون

زیر سلطه و کنترل خانواده و فامیل نباشیم

یه خونه ی گوگولی

مقادیر متانبهی گلدون

مبلغی سگ و گربه

مبلمان خفن

وای فای همه جا

شوکول به وفور

کتابخونه لبریز

و....

عصر هم بریم تو کافی شاپ کمک جناب 007 


سر و ته نوشت: a number of free hugs are available..!l

فلاکت

در مقابلم پیچ تندی ست

پشت سرم هم جهانی موازی با برزخ

چون پرنده ای اسیر در ناودان رقت انگیزم