پت و مت

پت و مت، داستان حماقت دو انسان ساده لوح نیست

داستان زندگی ما آدم هاست که از کاه، کوه می سازیم

داستان کوته فکری و کوته بینی ماست که با سخت انگاری هر موضوع ساده، مسخره ترین راه رو انتخاب می کنیم.

لقمه رو ده بار دور سرمون می چرخونیم و آخر هم تو چشمون فرو می کنیم!

به جای حل مشکل، کلی گرفتاری جدید درست می کنیم.

درست مثل پایان کار این دوتا عروسک خمیری، ما هم از نتیجه راضی هستیم در حالی که برای رسیدن به این پایان خوش کلی خراب کاری و اشتباه کردیم...

و این از اون جایی نشات می گیره که ما جماعتی هستیم که با تفکر و اندیشه میونه ای نداریم

شاید به قول خانوم مارپل این سرشت انسانه که همیشه یکسانه


سر و ته نوشت:

همه ی کارتون ها واسه خندوندن نیستن، بد نیست یه موقع ها از خودمون بپرسیم "چرا؟".

قایق سهراب از سد اقیانوس گذشت

           پای من نای چمیدن در ساحل ندارد


ته نوشت: به راستی سهراب چه می دیده که ما از دیدن آن عاجزیم؟

شعر ناموزون بی پایان

 با من برقص

زیر ریزش برگ های پاییز تاریکی

بهار دوباره در بیشه ی قلبمان جوانه خواهد زد

***

با من برقص

تا دستانمان نت های تکیده را بر سر شاخه ها به ترانه خوانی وا دارند

تا پایکوبی ستاره ها خورشید را در دل شب بیدار کند

پاهای برهنه مان ماسه های داغ ساحل و امواج خواب گریز دریا را می خوانند

***

با من برقص

که افق در بی کران فیروزه ما را صدا می زند

که تپه ها در دیار تنهایی غزل عشق می خوانند

***

با من برقص

...


ته نوشت: از این که نوشتم یاد متن های ترجمه شده ی ادبیات 2 میوفتم!

نی نواز

  سوز دل شبان چیست که ناله ی نی را به چنین نوای جان سوزی می نوازد

روز و شب در چشم دشت شناور است و بزکان و جوانه ها و دریای وارون و قلعه های سنگی همیشه پای برجا نوشندگان غم نامه ی اویند

لیکن غم نامه ی نی نواز شرح بزمی ست که رخ دلبرک بر جانش بیفکند و برفت

نی نواز بیم از دژ سنگی و رخش خورشید و کویر آتش پیکر ندارد که تا هر کجا که حاجت باشد عقب قدم هایش خواهد شتافت و وِرا خواهد یافت

تا به نالی نی، هوش از سرش ببرد و دل را اسیر خود کند



  شبان عاشق است، سخن نی تنهایی دشت نیست

ترس از گرگ و روبه است که یه گله نزند، ارنه چوپان به ره معشوق بود!

زمان

زمان برایم دو حالت دارد؛

زمانی که تو هستی

زمانی که ما نیستیم