بشکن قسم
من هنوز از تو
برای تو
ذغال این قلم را
می خراشم
بشکن قسم
من هنوز از تو
برای تو
ذغال این قلم را
می خراشم
زمانی ست که فرد در شرایطی قرار می گیرد که از لحاظ مغزی و فکری هنگ می کند و قادر به انجام واکنش، رفلکس و عکس العمل {هر سه تاش یکیه [نیشخند]} نمی باشد.
مثال: طولانیه حوصله تایپ کردن ندارم..
3. استحاله {اسحال} مغزی:
فرد به چرند گویی و بداهتاً شر و ور گویی مبتلا می شود و یا به عبارت دیگر دچار روانی {روان شدن} فکر می گردد.
نکات ایمنی: از برقراری هرگونه ارتباط با این افراد بپرهیزید! چرا که ویروس این مرض شدیدا پرتابل است!!
4. پریود مغزی:
{با پوزش فراوان جهت رک گویی}
از انواع خون ریزی مغزی ست اما عوارض و نشانه های آن متفاوت است. در این حالت، فرد به مرتبه ی چِت و چَفتی می رود و مانند پی پیِ دو روز مانده ی سگ می شود {دیدم که می گم!} و خدا به خیر کند برای اطرافیانش!
این شخص حتی حوصله خودش را هم ندارد و تشعشعات مغزی اش تا چند فزسخ دورتر هم قابل مشاهده است!دوری جستن ار این تشعشعات الزامیست!
2. مغز خوردگی:
معمولا موریانه یا بید از گوش یا منافذ دماغ فرد وارد جمجمعه فرد شده و مخش را می خورد!
فرد بدون مغز تنها تا مدت کوتاهی دوام می آورد و پس از آن به خوبی و خوشی تا ابد زندگی می کند!
منبع: منابع قابل رجوع و نمونه های آزمایشگاهی
ای جمشید بسم الله، ای جمشید بسم الله ها!
ای دهنت قشنگ.... دهن مان قشنگ شد!..
با این قیمت دلار که پله های ترقی را یک به یک طی می کشد از حیات ساقط شدیم..
نکن، برادر من نکن!نکن با دلار بازی، نکن!..
آخر باقالی فروش کنار پارکینگ خیابان آقای فردوسی مگر گلپر از بلاد کفر -این آمریکای جوان خوار- وارد می کند که چندرغاز باقالی نیم پخته را دو الی چهار هَزار تومان دُرون پاچه ی مردم می فُشارد؟!!
ای بی پدر، ای بی پدران.. یتیممان کردید....
ای روان تان شاد، شاد روان مان کردید..
آخر ای فلان، به فلان وصول کردیم..
سر و ته نوشت: تو خیابون سهروردی پایین تر از تقاطع تخت طاووس، یه میوه فروشی هست. به همین بلاگفا قسم تا دوهفته پیش رو شیشه مغازه رو مقواری زرد نوشته بود: "با مدیریت جدید!"
یه جیگرکی هم دم خونه مون تغییر کاربری داده شده معاملات ملکی! ولی روی درش نزده با مدیریت قدیم!..
به قول جناب پدر بایست بری توش بگی: آقا خونه سیخی چند؟!
از ته سر نوشت: چرا شیر بستنی کاله نایاب شده؟..
کی پاسخ گوئه؟!
از طرفی، تنها کسایی که از آناتومی صورت به نحو احسن مطلعند، افرادی هستن که سر میز و نیمکت خوابیدن!
چون تک تک استخوون های صورت رو حس کردن!
بنده ب شخصه معتقدم استخوون لپ اضافه ست چون نمی ذاره مث آدم بخوابی.... :|
والا..
اون چرت 5 دقیقه ای به 10تا خواب شب اول بعد از امتحانای ترم دوم می ارزه! (اصن کی اون شب می خوابه؟!!)
به اضافه خیلی از جوش های صورتمو همین جوری کشف کردم!!:|
من نیز در این بازار اسیرم..
گاه تنه ام می زنند
گاه کلاهی به پهنای خیال بر سرم می کشند
گاه گران فروشی می کنند
و گاه..
دلم را می ربایند..
وانگاه ندانم ستم کار اوست که دل می رباید یا من که دل خود باز می ستانم..
در این بازار شام، دردهای مشترک مبادله می کنند
لکن کسی نیک سخن دیگری نداند
و لغت مرا نیز..
.
.
.
.
.
.
ی کیف بذارین بین تون!..
-سیستم خیلی پیش رفته ترین آزمون گرفتن:
.
.
.
.
.
.
دو تا کیف روهم بذارین بین تون!
ترک آن اشتباهی که بس شیرین بود..
عاکف از باده پرستی
می بنوشم
یاد او را تا نرانم
خرقه و خفتان بپوشم
بزم رزم تابنده ی روح و روانم
من ندانم
من ندانم
این چنین رستن ندانم
کز برای می گساری
در ره عیش سواری
حکم صد خنجر ببرند
لب به سیم زر بدوزند
مهر خاموشی به پیشانی بکوبند
مستی جان و روان من بروبند
من ندانم
من ندانم
چون شعار بر لب نراندم
حق برای حق ستاندم
حکم صد خنجر ببرند
لب به سیم زر بدوزند
من ندانم
من ندانم
این چنین رُستن ندانم
***
از برای دلشکستن
جام باده برشکستن
غم به کام دل نشاندن
یار مست بی گنه را
از بر باده کشاندن
این چنین رُستن ندانم
این چنین رُستن ندانم
من ندانم
چو دیده بر نگارش بوسه بنشاند فلک پست و ملک غم خوار ما ساخت
عروج عقل و هوشم چون بیاورد لبم بست و خموشی را روا ساخت
چو فنته بر سر و جانم بیانداخت تنم رست و هوای تن بلا ساخت
چو فرش زیر پایم سجده گه گشت شبم جست و وضوگاهم ضیا ساخت
نهال مهر من بر بار چو بنشست عدو خست و کنام از آن ما ساخت
زخم غم دیری
لب می گشاید
جان نیمه را
سوخته می گرداند
تلنگری سخت
بر قدح خاطرات می کوبد
باده، چو مشوش بشود
مستی اش بد مستی ست
کوی گردی سازدم
همچو مغیلان خار
که باد سفاک
به صحرا بدواند
اندوه....
تیمار است و اندوه
که به جان می نشاند
مرگ..
آری بازوی مرگ است
گر به سرحد برسد
خِرمن حیات را
از ضیغتک من
-که هیچ رُستم در آن-
به یغما ببرد
افسوس..
بذر افسوس
بر سرو جانم بپاشد
اشک....
آه و اشک
ز چشمم بتکاند
سرد..
مهجور و سر
کنج عزلت
-عزلت طاقت سوز-
تا که گردون سر کار است
بنشاند
وین قلبم....
پر غم قلبم
بدراند
- از اون روزا بود که اولش با "ت" شروع می شه
- حالا چی شده بود؟
- هیچی..
- ** نخور تو قیافه تم آکتور باشه صدات لوت می ده!دِ به نال دیگه..
- تو که می دونی من تو حرف زدن چه **ی م
- پس بگو تا روت سیفون نکشیدم
- هئی.. سخته..
- می گی یا..
- ولی می دونی.. تا وقتی بود، لازم نبود ازش بپرسم دوسم داره یا نه!خودش بهم می گفت همیشه..!.. اما الان که می خوام ازش بپرسم دیگه نیست تا بگه حتی یه ذره هم شک نکن..
- تقصیر خودت بود
- می دونم
- خوبه!..
- اون روز واسه اولین بار بعد از این همه وقت حس کردم تنهام.. تنها بودم!می فهمی؟معلومه که نمی فهمی!ولی من تنها بودم.. تنها!..
جایی بودم که آرزو داشتم، ینی آرزو داشتیم با هم باشیم!حیف حالیت نیست.. اصن من چرا دارم به تو می گم؟
- خالی شدی؟
- آره.. ممنون رفیق!
- چرا درستش نمی کنی؟
- درست نمی شه
- چرا؟
- من دیگه اون آدم سابق نیستم
- راست می گی!اگه بودی با من درددل نمی کردی!
- هه!..
- هه و مرض.. پاشو بریم یه چرخ بزنیم فازت عوض شه!
- برو باو..
- به درک!ان قد تو این فازت بمون تا یه وری شی!
- بیش تر از این؟
- آره از تو برمیاد!انعطافت بالاس اینم جزو آپشن هات محسوب می شه!
- برو دیگه بیش تر از این نمک پخش نکن
- تو آدم نمی شی؟
- نه!جوابتو گرفتی؟حالال برو!
- نَرَم؟!
- به ****
- روانی
- لطف داری
- خفه شو
- باشه
-تو مریضی!!
- ....
- اَه بمیر باو!من رفتم
- ....
- خیلی الاغی.. تا فردا
- می دونی چی بود؟
- چی؟
-اون چن روز عجیب تو فکرش بودم
- همین؟
- روز دوم خودش اس داد.. منه لعنتی خوابم برد..
- ....
- آره..
- ..
- کاش فقط یه روز دیگه مث اون روز پیشم بود
- کدوم روز؟
- به تو چه!
- الاغ :|
- باشه
- :|