دستان
سروم
سر به گردون سای
سنگم
کُه به دندان خای
دردم
نه لابه ی مرغان
آهم
به مرگ شیر مردان
یارم
قبله ی رندان
بادم
آهوی بی جبران
عارم
فکر پر تیمار
از بُن
دردم و بیمار
چهرم
رستم دستانی
نشاید به رخ آورم افگار
که من از نژاد تَهَمتن بُدَم
به غزو نهنگان و دیوان بُدَم
"چو ننمود رخ شاهد آرزو"
ز باطن شکستم نبردم به رو
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۹۲ ساعت 7:51 توسط خواب دزد
|