ضعیف
مادر
عمق فاجعه بوی بین انگشت میانی و اشاره ام است
آن قدر نااستوارم
که به دود و کامی بندم
+ نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 12:36 توسط خواب دزد
|
مادر
عمق فاجعه بوی بین انگشت میانی و اشاره ام است
آن قدر نااستوارم
که به دود و کامی بندم
خارجی _ شب _ خیابان
_ اون پیرزنه رو می بینی؟
_ آره.
_ فکر کن چهل سال دیگه تو ام این شکلی می شی! با عصا و قوز کرده و آروم آروم توی پارک قدم می زنی..!
_ عــــه..؟! تو ام می شی یه پیرمرد که روی ویلچیر نشستی و دارم هلت میدم!!
_ واقعا؟
_ آره!! [اخم می کند]
_ [لبخند می زند]
_ چیه..؟!
_ [همچنان لبخند می زند]
_ خب چیه؟!؟؟
_ هیچی! [لبخند می زند]
سر و ته نوشت: پوزش فراوان، در جئاب نظرات پست قبل وسع خواب دزد شاخه گلی بیش نبود.