سبو بشکست و رازم برملا ساخت صنم مست و ضیافت رام ما ساخت
چو دیده بر نگارش بوسه بنشاند فلک پست و ملک غم خوار ما ساخت
عروج عقل و هوشم چون بیاورد لبم بست و خموشی را روا ساخت
چو فنته بر سر و جانم بیانداخت تنم رست و هوای تن بلا ساخت
چو فرش زیر پایم سجده گه گشت شبم جست و وضوگاهم ضیا ساخت
نهال مهر من بر بار چو بنشست عدو خست و کنام از آن ما ساخت
+ نوشته شده در شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 22:10 توسط خواب دزد
|