بی شعور احمق حقیر (بی شوخی 17+)
یک جفت چشم و پاچه
بعد ار نیم متر خواب ناخالص
دو ساعت پیاده روی
دو تا نی تو گلاسه با شخص ثالث
ژاکت دور کمر
روسری دور گردن
شلوار روی کفش رسیده
باز است دکمه های پیرهن
خفه شو جاروی خوار مادر....
خواب صبح حلال تر ز شیر مادر
توله سگ های پا به توپ
توی کوچه ی چهار متری
جو فلسفی را گل گرفتید
بکس و باد زیر سبیل پدر
تو چه می فهمی از عشق و پارک لاله
و از سیگارهای پشت تماشاخانه
خفه شو مردک لا....
تو رییسی یا هم خواب منشی؟
عار به از کار زیر فلان تو
حرف می زنه و تو خیره به لباشی
دخترک نرگس به دست، سر چهار راه
من و تو دست توی دست
خند های الکی گاه و بی گاه
از پشت میله های زندان دل تو
شهر صورتی کثیف، راه راه
دو بوسه ی سرخ از لبت چید
خیـــس شد لباس زیر
خاک بر سر من شاعر
این چه بود از تو تراوید
بی شعور احمق حقیر
+ نوشته شده در جمعه چهارم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 17:40 توسط خواب دزد
|