سگ
من سگ را در خیابان می چرخاندم
پیرزن تهمت می زد
فریاد سر می داد
فحاشی می کرد
چند دقیقه بعد
من گردن در قلاده
در دست سگی بودم
سر و ته نوشت: فردا بعد از هفت ماه میرم کله رو صفا بدم. اگه انرژی ای که برای در عومدن موهام مصرف کردمو رو درس می ذاشتم الان دوتا دکترا داشتم. به نشانه ی اعتراض به این کار خودم امشب تا فردا فرق موهامو از راست به چپ شونه {با انگشت} می کنم. به راه راست که هدایت نمی شم، باشد که راه راست به سمت من منحرف شه. آمین
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 22:16 توسط خواب دزد
|