پله ها
بچه تر كه بودم
يعني سنم به ٥ نرسيده بود
پله هاي پارك ساعي برايم بي انتها بود
چندي بعد به تفكرات كودكانه ام مي خنديدم
و امروز، برگ هاي پيچ خورده ي لاي كاغذ
مهر باطل بر افكار پوچ ان دوران كوفتند
و صحت باورهاي خردسالي ام را به رخم كشيدند..!!
+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی ۱۳۹۲ ساعت 9:42 توسط خواب دزد
|