چاره چیست؟
خودم را به خواب می زنم، مگر گذر ثانیه ها را نبینم
سرم را زیر باش حبس می کنم بلکه صدای قدم های مداوم دقیقه های بی تویی را نشنوم
لیکن هیچ یک کار ساز نیست و نبودت،
سنگین تر از لحافی که نفسم را بند آورده حس می شود
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر ۱۳۹۱ ساعت 19:34 توسط خواب دزد
|