خواب دزد
من خواب دزدم.... یه روح زنگار گرفته
دست انداز
وقتی آسفالت خیابان نیز تو را دست می اندازد از مردم چه انتظاری ست؟
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 15:21 توسط خواب دزد |
افکار در اطراف ما شناورند.... هر چه بهتر تور بیندازی صید باارزش تری نصیبت می شود!
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
اسفند ۱۳۹۲
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
آرشیو موضوعی
کتاب های روی طاقچه
چه حالی می ده..
اموال مسروقه
نصایح السارق
خواب خور
پارادکس
پیوندها
درون من
چاهی برای گریستن
راهی به رهایی نیست وقتی همه دیواریم
ورق پاره های زندان
مثل ِ
ماکرو
تا تلاقی خطوط موازی
چند خط شعر برای دلم
نزدیکـ ته خیار
عتیقه فروشی
محمدرضا عبدالملکیان
از جنس خورشید
نیلک
تکرار من
دایورت!
از وقتی که پروانگی را آموختیم ...
مردی که با سایه اش قهر بود
سمفونی مردگان
write until you die
مینویسم از شهر باران
ماتیک لجنی
می نویسـم از شـــــهر بـاران
بابای قصه ها
anonymous
پاییز
BLOGFA.COM